برچسب:
نویسنده: بنیامین نیکنام
برچسب:
نویسنده: بنیامین نیکنام

پ.ن: کامنتهای پست قبل رو هنوز نتونستم جواب بدم ولی جواب خواهم داد.
بخاطر همین نظرات این پست رو می بندم.
برچسب:
نویسنده: بنیامین نیکنام
فکر میکنم همونطور که درون هر کدوم از ما یک کودک درون نهفته هست ، یک عارف ِ درون هم هست. پیرمردی با موهای بلند سفید و ژولیده که منتظره تا نسیم رحمتی بوزه و پرواز کنه سمت ِ روز الست و جرعه عشقی که نوشید. قبل از اینکه قوس نزول رو طی کنه ... و در عالم خا
برچسب:
نویسنده: بنیامین نیکنام
بهش میگم مهندس ناهار چیکاره ای؟
میگه میرم خونه میخورم.
تا 2 صبر کردم دیدم انگار خیال رفتن نداره منم رفتم غذامو هشتم (=قرار دادم) روی گاز و گرم کردم.
گفتم مهندس پاشو بیا با هم میخوریم. میگه نه بخور نوش جووووونت!
تو دلم گفت خب اینجوری که زهرمارم میشه ج
برچسب:
نویسنده: بنیامین نیکنام
*کار نوشت: دوستان ازم خواسته بودند که از کارم بگم خب اول بگم که رشته دانشگاهی من مهندسی IT بود ولی از یک سال قبل از خدمت تصمیم گرفتم که دیگه
توی این زمینه کار نکنم چون علاقه ای بهش نداشتم و تغییر جهت دادم سمت حسابداری و براش مطالعه و
برنامه ریزی کردم
برچسب:
نویسنده: بنیامین نیکنام
لاجرم در اين هياهو گم شدم .
من که خود افسانه ميپرداختم ,
عاقبت افسانه مردم شدم !
اي سکوت اي مادر فريادها
ساز جانم از تو پر آوازه بود .
تا در آغوش تو راهي داشتم ,
چون شراب کهنه شعرم تازه بود .
در پناهت برگ و بار من شکفت ,
تو مرا بردي به شهر يادها ,
من نديدم خوشتر از جادوي تو ,
اي سکوت اي مادر فريادها
گم شدم در اين هياهو گم شدم ,
تو کجايي تا بگيري داد من ؟
گر سکوت خويش را ميداشتم ,
زندگي پر بود از فرياد من !
برچسب:
نویسنده: بنیامین نیکنام
برچسب:
نویسنده: بنیامین نیکنام
برچسب:
نویسنده: بنیامین نیکنام