استفاده کرد. یه چیزی مثل دفترچه خاطرات ولی مجازی. تا بتونی چند یا چندین سال بعد بهش سر بزنی
و روزگارت رو مرور کنی. ببینی چه حس و حالی داشتی ، طرز فکرت چطور بوده ، فرقی کردی یا نه ...
و چه خوبه که اینجا یعنی وبلاگستان شده فراموشکده ی مجازی.
چه خلوتِ دنجی ...
شبیه حدیث نفس گفتن در خویشتن ِ خویش ؛ ولی ماندگار تر با قابلیت مرور. خوبه نه؟
پاییز امسال اگرچه رنگ و بوی پاییزهای هرسال رو نداره و چندان ازش لذت نبردم ولی به اصل خودش
همچنان پایبند بود: آمیخته به دلتنگی!
و مثل همیشه خداوند که در لحظه ها جاریست و نفس به نفس با من همراهه و نگاه مهربان و نگرانش
رو میشه لمس کرد. خدای بی همتای من ممنون که بنده نوازی میکنی عزیزم ...
ممنون که همیشه پناهمی در لحظات سخت زندگی.
و
دیدار یار ِ غایب دانی چه ذوق دارد؟
ابری که در بیابان بر تشنه ای ببارد
سعدی
برچسب:
نویسنده: بنیامین نیکنام