
خب اول بگم که رشته دانشگاهی من مهندسی IT بود ولی از یک سال قبل از خدمت تصمیم گرفتم که دیگه
توی این زمینه کار نکنم چون علاقه ای بهش نداشتم و تغییر جهت دادم سمت حسابداری و براش مطالعه و
برنامه ریزی کردم. ولی تا الان غیر از دوره های عملی و تئوری تجربه کار نداشتم بخاطر همین استرس داشتم
هم برای پیدا کردن کار و هم برای تطبیق دادن خودم با شرایط جدید.
اما به لطف یه دوست عزیز با یه شرکت خصوصی آشنا شدم و ازم رزومه خواستن و بعد از بررسی رزومه
و مصاحبه منو خواستند و بعد از یه دوره کوتاه آزمایشی باهام قرارداد بستند.
الان هم توی این شرکت مسئول امور مالی هستم ولی به واسطه رشته تحصیلیم کارهای انفورماتیک شرکت
هم با من هست.
با توجه به اینکه اولین تجربه کار رسمی من در حسابداری بود روزهای اول استرس زیادی داشتم اما این فرصت
از اونی که میخواستم و تصور میکردم بهتر هم بود حتی. چون کارهای حسابداری شرکت فراتر از مطالعات قبلی
من هست و من هر روز دارم در حین کار ، یاد میگیرم و تلاش میکنم برای بالا بردن سطح خودم.
و
هذا من فضل ربی ...
این هم عکس از میز کارم و اسنادی که از اول سال تا حالا روی هم انبار شده و مدام روی میز من خالی میشه
و پر میشه تا وقتی که همشو ثبت کنم و به روز بشن.

اینها که تموم بشن یه نفس راحتی میکشم و میگم آخیییییییییش 
* تولد نوشت:
خب من حدود 12 روز پیش برای دومین بار عمو شدم و یک آذرماهی دیگه به جمع خانواده ما اضافه شد 
* موسیقی نوشت:
شاید خبر داشته باشید که من از آثار مرحوم استاد ذوالفنون به سه تار علاقه مند شدم.
دلم میخواست شب یلدا این فایل رو بذارم ولی نشد.تصنیف "رسوای زمانه" رو هنرمندانه اجرا کرده اند که
میتونید از اینجا دانلودش کنید.![]()
* یلدا نوشت:
شب یلدا برای خودم فال گرفتم که توی ادامه مطلب میذارمش.
برچسب:
نویسنده: بنیامین نیکنام